هفته مقام معلم بر تمام پویندگان عرصه تعلیم وتربیت مبارک
عالم زمان خویشتن باش
كلامی دارد امام صادق ( ع ) كه بسیار كلام بزرگی است . حدیثی است در " كافی " ( 1 ) ، در ضمن آن حدیث این جمله است : « العالم بزمانه لا » « تهجم علیه اللوابس » یعنی كسی كه زمان خودش را بشناسد و بفهمد و درك كند ، امور مشتبه و گیج كننده به او هجوم نمیآورد .
كلمه " هجوم " را ما در عرف فارسی خود در مورد هر حمله شدید به كار میبریم ، اما در عربی به معنی حملهای است كه ناگهانی و غفلة بشود و طرف را غافلگیر كند
امام میفرماید : اگر كسی به وضع زمان خود آشنا باشد امور مشتبه ناگهان بر سرش نمیریزد كه یكمرتبه دست و پای خود را گم كند و نتواند قوای خود را و فكر خودش را جمع و جور كند و راه حلی پیدا كند . بسیار كلام بزرگی است این كلام
در همین حدیث جملههای زیادی هست كه من همه را حفظ نیستم . از آنجمله میفرماید : « لا یفلح من لا یعقل ، و لا یعقل من لا یعلم » كسی كه تعقل نمیكند و درست نمیاندیشد هرگز رستگار نمیشود ، و كسی كه علم ندارد تعقل صحیح ندارد ، یعنی عقل به علم زیاد میشود . " عقل " یعنی قدرت تجزیه و تحلیل و ربط دادن قضایا ، یعنی مقدمات را به دست آوردن و نتایج را پیشبینی كردن . عقل از علم مایه میگیرد . عقل چراغی است كه نفت آن چراغ ، علم است . بعد میگوید : « و سوف ینجب من یفهم » و هر كس كه بفهمد ، عاقبت كارش نجابت است ، عاقبت موجود نفیسی از كار در میآید . یعنی از علم نباید ترسید ، علم را نباید خطر به شمار آورد
ما نقطه مقابل و مشمول مفهوم مخالف « العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس » هستیم . از اول تا به آخر ، از صدر تا به ساقه ، من الباب الی المحراب ، از زمان خود بیخبریم . همینطور نشسته و بیخبریم و چرت میزنیم ، یك مرتبه مواجه میشویم مثلا با این مسأله كه زمینها باید تقسیم شود و باید اصلاحات ارضی بشود .
بهترین معلم تنها خداست
وَعَلَّمَ ءَادَمَ الْأَسْمَآءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَىالْمَلَئِکَةِ فَقَالَ
أَنبِئُونِى بِأَسْمَآءِ هَؤُلَا ءِ إِن کُنْتُمْ صَدِقِینَ
آیه 31 سوره بقره
و خداوند همهى اسماء (حقائق و اسرار هستى) را به آدم آموخت، سپس آنها رابه فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مىگویید، از اسامى اینها به من خبر دهید؟
این ایه نشان دهنده این است که بهترین معلم تنها خدا می باشد و برتری انسان به فرشتگان به خاطر علم می باشد که براى دریافت تمام علوم، استعداد و لیاقت داردولی طریقه استفاده ان مهم است که یا استفاده بهینه در جهت بهبود رشد انسان ها یا بر عکس ان در جهت نابودی .
با وجود اینکه فرشتگان عبادت بیشتری دارند و ادم از لحاظ علم نسبت به انها برتری دارد.
براى روشن کردن دیگران، بهترین راه، برگزارى امتحان و به نمایش گذاشتن تفاوتها و لیاقتهاست که نمایاندن برتری علمی که خداوند متعال اسماء و اسرار عالم هستى را، از نام اولیاى خود تاجمادات را به آدم تعلیم داد. به تعبیر امام صادق علیه السلام که در تفسیرمجمعالبیان آمده است: تمام زمینها، کوهها، درهها، بستر رودخانهها وحتّى همین فرشى که در زیر پاى ماست، به آدم شناسانده شد. باعث شد که فرشتگان گفتند: پروردگارا! تو پاک و منزهى، ما چیزى جز آنچه تو به ما آموختهاى نمىدانیم، همانا تو داناى حکیمى.
ولی سوالی که بوجود امده این است که چند در صد ما انسان ها در کسب کوشش به دست اوردن علم در جهت درست هستیم ؟
به امید اینکه علم خود را در جهت پیشرفت و تکامل به کار ببریم.
اولین ودومین انتخابات مجلس
انتخابات مجلس اول:
نخستین انتخابات مجلس شورای اسلامی24 اسفند سال 1358 برگزار شد.در حقیقت سال 58بابرگزاری 5انتخابات پیاپی در نحستین سال تولد انقلاب اسلامی هنگامه تبلور اراده ملت ایران در تثبیت نظام ,قانون اساسی وشکل گیری مهمترین نهادهای آن بود. واجدین شرایط رأی دادن در این دوره 20 میلیون و57هزارو391نفر اعلام شده بودکه از این تعداد10 میلیون و575 هزارو969 نفر برابر با 14/52 درصد در انتخابات شرکت کردند ودر نخستین مرحله 97 نفر از سراسر کشور موفق به کسب آراء شدند ودر مرحله دوم 137 نفر به مجلس را یافتند.
انتخابات مجلس دوم:
دومین دوره مجلس 26 فروردین سال 1363برگزار شد. برگزاری این دوره با دوران پر تلاطم انقلاب اسلامی مصادف بود انتخابات این دوره شدیدأ تحت الشعاع جنگ تحمیلی قرار داشت.دراین دوره 24 میلیون و 143 هزارو 498 نفر واجدین شرایط رأی دادن بودند که از این تعداد15 میلیون و607 هزار و306 نفر شرکت کردند. میزان مشارکت مردم در این انتخابات 64/64 در صدبود. در مرحله دوم این انتخابات نیز 6میلیون و679 هزارو 324 نفر شرکت کردند.
حضور در انتخابات یعنی پایبندی به آرمان وارزشهای اسلامی
امام خمینی(ره):کسانی را انتخاب کنیدکه مسائل را تشخیص دهندو از افرادی باشند که اگر قدرت دیگر تشری زد نترسند،بایستند و مقابله کنند/
امام خامنه ای(ح):آن نمایندهى مجلسى که با پول فلان شرکت،فلان ارباب وفلان پولدار توى مجلس بیاید،مجبور است آنجائى که آنها لازم میدانند،قانون جعل کند،قانون بردارد،این نماینده به درد مردم نمیخورد/
ماه دلدادگی
بیانات رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای در رابطه با وصیت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)به حسنین(علیهماالسلام)
امروز روز بیست و یكم ماه رمضان و روز امیر المؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام بود گر چه اگر در دنیاى اسلام و در تاریخ اسلام با چشم انصاف نگاه كنیم، همه روزها متعلّق به على بنابىطالب علیهالسّلام است؛ لكن شیعه آن حضرت، امروز حال و هواى دیگرى دارد. امروز یاد امیرالمؤمنین علیهالصّلاة والسّلام بر همه چیز و همه جا گسترده است.

ساعتهاى آخر عمر را مىگذرانَد و مىخواهد به فرزندانش، به اهل كوفه، به مسلمانان سرگشته آن روزگار و به همه تاریخ، پیامى را خلاصه كند و بدهد. آن پیام، در یك صفحه مىگنجد و عباراتش خیلى دقیق انتخاب شده است. با چشم معمولى كه نگاه كنیم، جملات این وصیت، گاهى ممكن است به نظر، ناهمخوان بیاید. یك جا مطلبِ بسیار مهمّى را از نظر دیدها و تحلیلهاى معمولى ما بیان مىكند، بعد ناگهان مطلبى را كه از نظر ما داراى اهمیت چندانى نیست، مىگوید. اما دید على بن ابى طالب، علیهالصّلاة والسّلام، دید الهى است؛ دیدِ صائب است. مثل نگاه خداوند متعالْ به موجودات عالم است. كوچك و بزرگ در معیار خدایى و در دید علوى، با كوچك و بزرگ در دید ما، فرق دارد. لذا، اگر كسى با این دید نگاه كند - كه البته دست ما كوتاه است و از دور تحلیل مىكنیم - با همین تحلیل، آن وقت عباراتْ همخوان است. مطالب، بسیار دقیق تنظیم شده است.
«و من وصیت له، علیهالسّلام، للحسن و الحسین علیهماالسّلام، لما ضربه ابن ملجم لعنه اللَّه.» این وصیت را به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام كرد. آنها را خواست؛ با آنها سخن گفت و این كلمات را بعد از ضربت خوردن، بر زبان آورد. مجروح است و بدن نازنینش بر اثر زهر، تبدار شده است. ضعف و بیمارى، مانعِ آدمهاىِ معمولى از اداىِ كلام مىشود؛ امّا مانع كسى مثل علىبن ابى طالب علیهالسّلام نیست. باید در همین ساعات كوتاه، بین ضربت خوردن تا شهادت، كه كمتر از چهل وهشت ساعت است، همه كارهاى واجب و لازم و درجه یك را انجام دهد؛ و انجام داد. یكى همین وصیّت بود؛ كه چنین شروع مىشود: «اوصیكما بتقوىاللَّه.» بىمقدّمه، اولین كلمه تقواست.تقوا، یعنى مواظب باشید هر عملى كه از شما سر مىزند، منطبق بر مصلحتى باشد كه خداى متعال براى شما در نظر گرفته است. تقوا چیزى نیست كه كسى بتواند یك لحظه آن را رها كند. «ان الذین اتقوا اذامسهم طائف من الشیطان تذكروا فاذاهم مبصرون.(1)»؛ وقتى كه آدمِ با تقوا، مسِّ شیطان را احساس كرد، فوراً به خود مىآید و حواسش جمع مىشود. شیطان كه از ما دور نمىشود! پس، اوّلین وصیت، تقواست.
دنبال تقوا، مطلبى دیگر است: «وان لا تبغیا الدنیا و ان بغتكما.» دنبال دنیا ندوید، اگر چه دنیا دنبال شما بیاید. این هم نكته دوم. این هم از لوازم تقواست. البته همه كارهاى نیك، از لوازم تقواست. از جمله، همین ندویدن دنبال دنیا. نمىگوید كه «ترك دنیا كنید.» مىگوید: «لاتبغیا.» دنبال دنیا حركت نكنید. دنیا را طلب نكنید. در حقیقت، با تعبیر فارسى ما، چنین معنى مىدهد كه «دنبال دنیا ندوید.» دنیا یعنى چه ؟یعنى آباد كردن روى زمین ؟ یعنى احیا كردن ثروتهاى الهى؟ این است معناى دنیایى كه گفتند طلب نكنید؟ نه! دنیا یعنى آنچه كه شما براى خودتان، تمتّعات خودتان و لذّات خودتان مىخواهید. این را دنیا مىگویند. و الّا، آباد كردن روى زمین، اگر با هدف خیر و صلاح بشریت انجام گیرد، عین آخرت است. این، همان دنیاى خوب است. دنیایى كه مذمّت شده است و نباید دنبالش برویم، دنیایى است كه ما را، نیروى ما، تلاش ما و همت ما را متوجّه خود مىكند و از راه بازمان مىدارد. خودخواهى ما، خود پرستى ما، ثروت را براى خود خواستن و لذّت را براى خود طلبیدن، دنیاى مذموم و نكوهیده است.
البته این دنیا، نوع حرام دارد، نوع حلال هم دارد.اینطور نیست كه براى خود خواستن، همه نوعش حرام باشد. نه! حلال هم دارد. امّا همان حلالش را هم گفتهاند دنبالش نروید. اگر دنیا به این معنا شد،حلالش هم خوب نیست. هر چه بتوانید مظاهر زندگى مادّى را در جهت خدا قرار دهید، سود كردهاید و بهره بردهاید. و این معناى آخرت است. تجارت هم، اگر براى رونق دادن به زندگى مردم باشد و نه اندوختن سرمایه براى خود، عین آخرت مىشود. همه كارهاى دیگر دنیا، از همین قبیل است. پس، نكته دوم این است كه دنبال دنیا ندوید و در طلب دنیا روانه نگردید.
اینكه فلان ثروت را، فلان لذّت را، فلان مقام و فلان امكان رفاه را ندارید، تأسف نخورید. این هم جمله سوم.
جمله بعد: «و قولا بالحقّ.» یا بر طبق نسخهاى «و قول الحق.» فرق نمىكند. معنایش این است كه «حق بگویید.» حق را بگویید و كتمان نكنید. اگر چیزى به نظرتان حق بود، آن را در جایى كه باید بیان كرد، بیان كنید. حق را مكتوم نگه ندارید. آن وقتى كه زباندارها حق را پنهان و احیاناً باطل را آشكار كردند، یا باطل را به جاى حق گذاشتند، اگر حقبینان و حقدانان، حق را بگویند، حقْ مظلوم نمىشود؛ حق به غربت نمىافتد و اهل باطل در نابود كردن حق طمع نمىبندند.
جمله بعد: «و اْعملاللاجر.» براى پاداش - یعنى پاداش الهى و حقیقى - كار كنید. بیهوده كارنكن، اى انسان! این كارِ تو، این عمر تو و این نَفَس زدن تو، تنها سرمایه اصلى توست. این را بىخود از دست نده! اگر عمرى مىگذرانى، اگر عملى انجام مىدهى، اگر نَفَسى مىزنى و اگر قوتى را مصرف مىكنى، این همه را براى پاداشى بكن. پاداش چیست؟ چند تومان پول، پاداش وجود انسان است؟! این پاداش عمرى است كه من مصرف مىكنم؟! خوش آمدن فلان و بهمان، پاداش یك انسان است؟! خیر! «فلیس لانفسكم ثمن الا الجنّه على فلا تبیعوهابه غیرها.(2)» این، جملهاى از امام سجاد علیهالصّلاةوالسّلام است كه مىفرماید: «مزد شما و بهاى مناسب عمر شما، فقط بهشت است. هر چه كمتر بگیرید، سرتان كلاه رفته است. پس، براى اجر وپاداش اخروى كار كنید.»
این هم عبارت بعد! آن وقت امام على علیهالسّلام مىفرماید: «وكونا للظّالم خصماً و للمظلوم عوناً.» خصم ظالم باشید. «خصم»، غیر از «دشمن» است. یك وقت كسى دشمن ظالم است؛ یعنى از ظالم بدش مىآید و دشمن اوست. این، كافى نیست. «خصم او باش»، یعنى «مدّعىاش باش.» خصم یعنى «دشمنى كه مدّعى است»، «دشمنى كه گریبان ظالم را را مىگیرد و او را رها نمىكند. بشریت بعد از امیرالمؤمنین علیهالسلام، تا امروز، به سبب نگرفتن گریبان ستمكاران، بدبخت و روسیاه شد. اگر دستهاى با ایمان، گریبان ظالمان و ستمكاران را مىگرفتند، ظلم دردنیا اینقدر پیش نمىرفت؛ بلكه از بن برمىافتاد. امیرالمؤمنین این را مىخواهد: «كونا للظّالم خصماً.» خصم ظالم باش. در دنیا، هرجا ظلم هست و ظالمى هست، تو كه اینجا هستى، خود را خصمش بدان. نمىگوییم «اكنون راه بیفت؛ و از این سوى دنیا به آن سوى دنیا برو و گریبان ظالم را بگیر.» مىگوییم «حتماً خصومت خودت را نشان بده. هروقت و هرجا فرصتى دست داد، خصم او باش و گریبانش را بگیر.» یك وقت انسان نمىتواند نزدیك ظالم برود و ابراز خصومت نماید؛ لذا از راه دور، مخاصمه مىكند. ببینید امروز، به خاطر عملنكردن به همین یك كلمه وصیت امیرالمؤمنین علیهالسّلام، در دنیا چه منجلابى ایجاد شده است و بشریت چه بدبختیهایى دارد! ببینید ملتها و بخصوص مسلمانان چه مظلومیتى دارند! اگر به همین یك وصیت امیرالمؤمنین علیهالسلام عمل مىشد، امروز بسیارى از ظلمها و مصیبتهاىِ ناشى از ظلمها، وجود نمىداشت.
«و للمظلوم عوناً.» هرجا مظلومى هست، به او كمك كن. نمىگوید «طرفدارش باش». نه! باید كمكش كنى. هرچه مىتوانى و به هرنحو كه مىتوانى.
جملات بعدى وصیت را، امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام، عمومى مىفرماید: «اوصیكما و جمیع ولدى.» به شما دو پسرم و به همه فرزندانم وصیت مىكنم. «و اهلى.» و به همه اهل و كسانم. « ومن بلغه كتابى.» و به هركس كه این نامه من به او برسد.
با این حساب، شما كه اینجا نشستهاید و من كه این وصیتنامه را براى شما مىخوانم، همه مخاطب كلام امیرالمؤمنین علیهالصّلاة والسلام هستیم. مىفرماید: «همه شما را وصیت مىكنم.» به چه چیز؟ باز «بتقوى اللَّه.» مجدداً «تقوا». اولین وآخرین كلمه امیرالمؤمنین، علیهالسّلام تقواست. بهدنبال آن: «و نظم امركم.» نظم امرتان. یعنى چه؟ یعنى همه كارهایى كه در زندگى مىكنید، منظّم باشد؟ معنایش این است؟ ممكن است معنایش این هم باشد. نفرمود «نظم اموركم.» كارهایتان را منظم كنید. فرمود «نظم امركم.» آن چیزى كه باید منظم و محكوم نظم و انضباط باشد، «یك چیز» است. «نظم امور» نفرموده است. فرموده است: «ونظم امركم.» انسان مىفهمد كه این نظم امر، عبارت است از امرى مشترك بین همه است. به نظر من مىرسد كه «نظم امركم» عبارت از اقامه نظام و حكومت و ولایت اسلامى باشد. معنایش این است كه با قضیه حكومت ونظام، منطبق با نظم و انضباط رفتار كنید و بلبشو نباشد.
سومین اصلى كه در بخش دوم وصیت مىفرماید، «صلاح ذات بین» است. یعنى با هم خوب باشید. دلها باهم صاف باشد. اتّفاق كلمه داشته باشید و اختلاف و جدایى میانتان نباشد.
واللَّه اللَّه فىالایتام. فلا تغّبوا افواههم.»
مبادا بگذارید اینها گرسنگى بكشند! این طور نباشد كه گاهى چیزى به اینها برسد و گاهى نرسد! «لاتغّبوا» معنایش این است.واللَّه اللَّه فى جیرانكم.»
یعنى «اللَّه اللَّه درهمسایگانتان!» موضوع همسایگى را كوچك نگیرید.«
واللَّه اللَّه فىالقرآن.» اللَّهاللَّه در قرآن. «لایسبقكم بالعمل به غیركم.» مبادا دیگران مفاهیم قرآن را كه اعتقاد به آن ندارند، عمل كنند و جلو بیفتند و شما كه اعتقاد دارید، عمل نكنید و عقب بیفتید!واللَّه اللَّه فىالصّلاة. فانّها عمود دینكم.»
نماز پایه دین شماست. «و اللَّه اللَّه فى بیت ربّكم.» درباره خانه خدا، «لاتخلّوه مابقیتم.» تا هستید، نگذارید خانه خدا خالى بماند. «فانه ان ترك لم تناظروا.» اگر خانه خدا ترك شود، شما مهلت داده نمىشوید (یا امكان زندگى نمىیابید). از این عبارت، معانى مختلفى كردهاند.«واللَّه اللَّه فى الجهاد باموالكم وانفسكم والسنتكم فى سبیلاللَّه.» یعنى اللَّه اللَّه در جهاد. مبادا جهاد در راه خدا را با مال و جان و زبانْ ترك كنید. این جهاد، همان جهادى است كه امّت اسلامى تا آن را داشت، ملت نمونه دنیا بود و وقتى آن را از دست داد، ذلیل شدبعد مىفرماید: «وعلیكم بالتّواصل و التّباذل.» با هم ارتباط داشته باشید. به هم كمك كنید. بذل كنید. «وایاكم والتّدابر والتّقاطع.» به هم پشت نكنید. پیوندها را قطع نكنید. «لاتتركوا الامر بالمعروف والنّهى عن المنكر.» امربمعروف و نهى از منكر را، هرگز ترك نكنید كه اگر ترك كردید «فیولّى علیكم شراركم.» آنجا كه نیكى، دعوت كننده و بدى، نهى كننده نداشته باشد، اشرار برسركار مىآیند و زمام حكومت را دردست مىگیرند. اگر مردم به مذموم شمردن بدها و بدیها عادت نكنند، بدها بر سرِكار مىآیند و زمام امور را در دست مىگیرند. «ثم تدعون.» بعد شما خوبها دعا مىكنید كه «خدایا، ما را ازشرّ این بدها نجات بده!» «فلا یستجاب لكم.» خدا دعاى شما را مستجاب نمىكند
این، وصیت امیرالمؤمنین علیهالسلام است كه از اوّل تا آخر، حدود بیست موضوع از مهمترینها را دستچین و بیان فرموده است. بعد هم یك مطلب عمده اساسى و حساس را بیان مىكند. آن مطلب عمده چیست؟ مسأله «انتقامجویى» است. فرمود: «یابنى عبدالمطلّب!» اى فرزندان عبدالمطلّب و اى قوم و خویشهاى من كه خود را صاحب خون من مىدانید! «لاالفینّكم تخوضون دماءالمسلمین خوضاً.» مبادا بعد از من، به جان این و آن بیفتید؛ «تقولون قتل امیرالمؤمنین». به بهانه اینكه امیرالمؤمنین كشته شده، با هركس خرده حسابى دارید پاى او را به میان بكشید وبخواهید پدرش را درآورید. «الا لا تقتلن بى الاّ قاتلى.» وقتى كشته شدم، بعد از من، فقط قاتلم را اعدام كنید و بس! «انظروا اذا انامّت من ضربته هذه فاضربوه ضربتاً بضربة.» وقتى با این زخم از دنیا رفتم، او را فقط با یك ضربت از بین ببرید و قصاص كنید. یك ضربت، در مقابل یك ضربت. «ولا تمّثلوا بالرّجل.»
خوف این بود كه بر سر آن مرد شقىِ خبیث - ابنملجم - بریزند و تكّه پارهاش كنند. لذا امیرالمؤمنین علیهالسلام، آن دلِ خداشناس و خداجو و دقیق، مواظب این نكته هم بود كه مبادا مردمْ به سراغ دشمن او بروند و از خشم وناراحتى و جهت انتفامگیرى، تكّه پارهاش كنند. فرمود: «ولا تمّثلوا بالرّجل.» مبادا او را مثله و اعضاى بدنش را قطع كنید! «فانى سمعت رسولاللَّه، صلى اللَّهعلیهوآله وسلم، یقول: ایاكم والمثله ولو بالكلب العقور.» از رسول خدا شنیدم كه فرمود: حتى سگ هار را هم تكّهپاره و مثله نكنید؛ چه برسد به انسان.
این، آخرین وصیت امیرالمؤمنین علیهالسّلام است و مخاطب این وصیت ماییم و باید به این وصیت عمل كنیم
.امیرالمؤمنین، علیهالسلام، در مقابل پیغمبر، مثل فرزندى در مقابل پدر است. او در آغوش پیغمبر بزرگ شده و پیغمبر، در همه ادوار، پدر او بوده است. اكنون هم كه پیرمرد شصتوسه سالهاى است، وقتى پیغمبر را درخواب مىبیند، باز همان احساس كودكانه را در مقابل پیغمبر دارد. مثل كودكى است كه نزد پدرش شكایت مىكند.
بارى! فرمود: «از دست امت، شكایت كردم.» «فقلت: یا رسولاللَّه! ماذا لقیت من امّتك منالأود وللدد.» «عرض كردم: یا رسولاللَّه! از دست امت تو، چه مصیبتها كشیدم.» چه دشمنیها با من كردند، چه لجاجتها با من ورزیدند و چه سختیها از دست آنان كشیدم.
در یك عبارت دیگر، چنین آمده است كه «به پیغمبر عرض كردم: یارسول اللَّه! آنها از من خسته شدند، من هم دیگر از دست آنها خسته شدهام.» «فقال: ادع علیهم.» «پیغمبر فرمود: [على جان!] نفرینشان كن.» امیرالمؤمنین، علیهالسلام، مىخواهد امّتى را كه اینقدر اذیتش كردند، نفرین كند. ببینید نفرین على چیست: «فقلت: ابدلنى اللَّه بهم خیراً منهم.» به جاى آنها، بهتر ازآنها را به من بدهد. «و ابدلهم بىشراً لهم منّى.» و به جاى من، كسى بدتر از من را به آنها بدهد!
معناى جملهها این است كه «خدایا؛ مرگ على را برسان.» و این دعا مستجاب شد
.امیرالمؤمنین علیهالسلام وصیت كرده است كه بدن طیّب و طاهر او را هنگام شب غسل دهند و دفن كنند. به راستى در خاندان پیغمبر، عجب سنّتى قرارداده شد! همانگونه كه بدن فاطمه زهرا سلاماللَّهعلیها را شبانه غسل دادند و غریبانه در نیمه شب دفن كردند، بدن امیرالمؤمنین علیهالسلام را نیز شبانه غسل دادند و غریبانه به خاك سپردند.
كسانى كه سالها بر فراز منبرها، على را لعن كردند، اگر مىدانستند محل دفنش كجاست، بعید نبود بروند قبر را بشكافند و اهانتى به جسد مطهر امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام روا دارند. نیمه شب، بدن را براى تدفین بردند. چه كسانى بودند؟ لابد فرزندان امیرالمؤمنین علیهالسلام و بعضى خواص اصحاب، جسد مطهّر را بردند، دفن كردند و برگشتند. بنده با خود مىاندیشیدم كه دراین قضایا، در این شهادت مظلومانه، در این تشییع مظلومانه، در این دفن مظلومانه، در خانه مصیبتزده على، به چه كسى از همه سختتر گذشت؟ به نظرم رسید كه به زینب كبرى سلاماللَّهعلیها از همه سختتر گذشته است. زینب كبرى سلاماللَّهعلیها پیش از آن، دفن مادر را در نیمه شب دیده بود و اكنون دفن پدر را در نیمه شب مىدید. بعدها هم تشییع جنازه امام حسن علیهالسلام را با آن وضع دید و تیرهایى را كه به طرف جنازه آن حضرت پرتاب مىشد. در روز عاشورا هم، آن منظره سهمگین و هولناك را دید كه ازهمه سختتر بود. و آن دم كه فریاد برآورد: «یا رسول اللَّه! صلا علیك ملیك السماء: هذا حسینك مرمل بدماء و مقطع الاعضاء.» لاحول و لا قوةالا باللَّه العلى العظیم.
هشدارهای اخیر رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای به سران عرب موج بیداری اسلامی
وقوع انقلاب اسلامی در ایران واقعهای را در دنیا رقم زد كه از آن به بیداری اسلامی تعبیر میشود. موج بیداری اسلامی كه امروز میرود شمال آفریقا و كشورهای خاورمیانهای را دربر بگیرد مهمترین اقدام جدی است كه انقلاب اسلامی ایران از 30 سال پیش طنینانداز كرده است. امروز بهرغم تلاشهای فراوان جبهه استكبار و رنگباختن نگاههای ناسیونالیستی و قومیتگرایی، بازگشت به اسلام و خویشتن دینی بهرغم تبلیغات فریبنده غربی و فضای سكوت و رعبآور سران خائن وابسته عربی در بین ملتها و تودههای امت اسلامی طنینانداز شده است.

از سرنوشت صدام عبرت بگیرید
دنیاى سیاست جهانى، دنیاى بىتقوائى است. بىتقوائى موجب شده است كه مستكبران عالم حتى به دوستان خودشان هم وفا نكنند. دیدید بر سر صدام ملعونِ روسیاه چه آوردند؟ تا وقتى به او احتیاج داشتند، او را تقویت كردند. همین آمریكائىهادر دوران جنگ تحمیلىِ بر ما، آنچه توانستند به صدام حسین كمك كردند و پشتیبانى دادند. از نقشهى هوائى و اطلاعات جاسوسى تا كمك تسلیحاتى، تا تقویت روحى، تا وادار كردن وابستگانِ به خود به پشتیبانى مالى، همهجور؛ چون به او احتیاج داشتند، امیدوار بودند او بتواند خدشهاى بر چهرهى پرقدرت و مغرور ملت ایران وارد كند. وقتى مأیوس شدند، تاریخ مصرفش تمام شد، به آن شكلى كه دیدید او را درآوردند، منافع خودشان را جور دیگرى دنبال كردند؛ این براى كسانى كه حُسنظن و امید به این ابرقدرتهاى بىتقوا و ناپرهیزگار دارند، درس عبرت است.12/2/1387
عاقبت دیكتاتورهای تاریخمصرفدار
آنچه كه تا امروز در مورد این كشورها و دیگر كشورها همواره در رفتار آمریكائىها دیده شده، پشتیبانى از دیكتاتورها بوده است. از حسنى مبارك تا آخرین لحظهاى كه میشد دفاع كنند، دفاع كردند؛ بعد دیدند دیگر نمیشود، آن وقت انداختنش دور! این هم یك درس عبرتى است براى سردمداران وابستهى به آمریكا كه بدانند آن وقتى كه دیگر تاریخ مصرف خود را طى كنند و فایدهشان را از دست بدهند، اینها مثل یك پارچهى كهنهاى آنها را دور مىاندازند و به آنها اعتنائى نمیكنند! اما اینها تا آخرین لحظه از دیكتاتور دفاع و حمایت كردند.
بیانات در حرم مطهر رضوی 1390/1/1
عاقبت اشتباه سعودی نفرت ملت منطقه است
به نظر ما دولت سعودى اشتباه كرد، نباید این كار را میكرد؛ خودش را در منطقه منفور میكند. خب، آمریكائىها هزاران كیلومتر با اینجا فاصله دارند؛ اگر منفور هم بشوند، ممكن است برایشان آنقدر اهمیت نداشته باشد؛ لیكن سعودى در این منطقه دارد زندگى میكند؛ ملتها از او متنفر باشند، مبغوض ملتها باشد، برایش خیلى خسارت سنگینى است. آنها اشتباه كردند این كار را كردند. هر كس دیگر هم این كار را بكند، اشتباه كرده.
بیانات در حرم مطهر رضوی 1390/1/1
با وحشیگری عقدههای مردم را غلیظتر میكنید
ما نظرمان را صریح گفتهایم؛ ما از اخم قدرتهاى پوشالى دنیا هرگز نترسیدیم، ملاحظه نكردیم و نخواهیم كرد. ما حرف حق و موضع حق را صریح بیان میكنیم. موضع حق این است كه مردم بحرین حق دارند؛ معترضند، اعتراضشان هم بجاست. با هر انسان صاحب بینشى در دنیا میخواهید این را در میان بگذارید، وضعشان را بگوئید، نوع حكومت كردن به این مردم مظلوم را بگوئید، نوع كارى كه حكامِ آنجا در استفادهى از این كشور كوچك كردند، تشریح كنید، تا ببینید دستگاه حاكم را محكوم میكنند یا محكوم نمیكنند. اشتباه میكنند با مردم مواجه میشوند؛ فایدهاى ندارد. خب، ممكن است شما یك فشارى بیاورید، وحشیگرىاى بكنید، یك چند صباحى یك آتشى را خاموش كنید؛ لیكن خاموش نخواهد شد، روزبهروز عقدههاى مردم را بیشتر و غیظ آنها را شدیدتر خواهید كرد. یك وقت آنچنان زمام كار از دستتان در خواهد رفت كه دیگر هیچ جورى نشود بخیه زد. اشتباه میكنند؛ هم آنها اشتباه میكنند، هم آن كسانى كه از خارج از بحرین نیرو وارد میكنند، بشدت در اشتباهند؛ خیال میكنند با این حرفها میشود حركت یك ملت را از بین برد.
بیانات در جمع مردم استان فارس 1390/2/3
شهید نظرکرده حضرت زهرا(سلام الله علیه)

تبلیغات

